تولد مامانم
امروز صبح هر چی مامانم به بابا گفت که نون برای صبحانه داریم بابام گوش نداد و به بهونه نون گرفتن از خونه رفت بیرون و با کلی تاخیر برگشت امــــــــــــــــــــــا با دست پر، یه سبد گل خوشگل و یه کیک خوشمزه، خیــــــــلی ذوق کردم چون فکر کردم به مناسبت ماهگرد منه! ولی بعد متوجه شدم که این بار یه شریک دارم و اونم مامانمه. خلاصه امروز یه عالمه تولد داشتیم، تولد من که 5 ماهه شدم، تولد مامانم که ... ساله شد ( بخاطر حفظ روحیه مامان از گفتن سال تولد معذورم )، تولد پیامبر عزیزم و امام مهربونم. اینم من و عروسکهام من و خرس مهربون دیگه دارم می افتــــــــــــــم لطفا یکی منو بگیرررررررررره اینم یه عالمه گل که خودم گل سرسبدشونم تقد...
نویسنده :
مامان الهه
23:05











